أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

19

فتوح البلدان ( فارسى )

پدر خويش روايتى به همين سان نقل كرد . حسين از يحيى بن آدم و او از ابو معاويه و او از هشام بن عروه و او از عروه روايت كرد كه ابو بكر اراضى بين جرف تا قناه را اقطاع زبير قرار داد . ابو الحسن مدائنى مرا خبر داد كه قناة نهرى است كه از طائف مىآيد و به ارحضيه و قرقرة الكدر مىريزد و سپس به سد معاويه رسيده ، از طرف القدوم مىگذرد و در پايين قبور الشهداء در احد فرو مىرود . ابو عبيد قاسم بن سلام از اسحاق بن عيسى و او از مالك بن انس و او از ربيعه و او از جماعتى از علماء روايت كرد كه رسول الله ( ص ) معادنى را در ناحيه فرع براى بلال بن حارث مزنى اقطاع قرار داد . عمرو ناقد و ابن سهم انطاكى از هيثم بن جميل انطاكى و او از حماد بن سلمه و او از ابو مكين و او از ابو عكرمه مولاى بلال بن حارث مزنى روايت كرد كه رسول الله ( ص ) زمينى را به بلال داد كه در آن كوه و معدن بود . سپس ، اولاد وى قطعه زمينى را از آن اقطاع به عمر بن عبد العزيز فروختند و در آن زمين معدنى - و به قولى دو معدن - پديد شد . آنان گفتند ما فقط زمين زراعى به تو فروختيم و معدن نفروختيم ، و نامه‌يى از نبى صلعم ارائه دادند كه بر صحيفه‌يى نگاشته بود . عمر نامه را بوسيد و بر ديدگان نهاد و به ناظر خود گفت : بنگر كه از آن چه خارج شده و هزينه به چه ميزان بوده ، مخارج را منظور و باقى را به ايشان رد كن . ابو عبيد از نعيم بن حماد و او از عبد العزيز بن محمد و او از ربيعة بن ابى عبد الرحمن و او از حارث بن بلال بن حارث مزنى و او از پدر خود بلال بن حارث روايت كرد كه پيامبر ( ص ) تمامى عقيق را اقطاع او قرار داد . مصعب زبيرى مرا گفت كه مالك بن انس حكايت كرد كه رسول الله ( ص ) معادنى را در ناحيه فرع اقطاع بلال بن حارث قرار داد و در اين باب اختلافى ميان علماى ما نيست ، و نيز كسى